عنصر المعالي كيكاووس بن اسكندر بن قابوس بن وشمگير بن زيار

65

قابوس نامه ( فارسى )

خويشتن‌دارى نيكوست و ليكن تن ضعيف گردد و مرد بىقوت بود . پس چنان [ صواب تر ] « 1 » كه مردم محتشم بامداد « 2 » بخلوت مسكنه بكند « 2 » و آنگاه بيرون آيد و بكدخدايى « 3 » خويش مشغول شود تا نماز پيشين بكند ، « 4 » آن‌قدر كه ترا بود « 4 » نيز رسيده باشد ؛ و آن كسانى كه با تو نان خورند حاضر فرماى كردن تا با تو نان خورند . اما نان بشتاب مخور و آهسته باش ؛ و بر سر نان « 5 » با مردمان حديث همى كن چنان كه در شرط اسلامست و لكن سر در پيش افگنده دار و در لقمهء مردمان منگر . حكايت شنودم كه : وقتى صاحب عبّاد نان همى خورد با نديمان و كسان خويش . مردى لقمه از كاسه برداشت ، مويى « 6 » در لقمهء او بود مرد همى نديد . صاحب او را گفت : اى فلان موى ( 32 پ ) از لقمه بردار . مرد لقمه از دست فرونهاد و برخاست و برفت . صاحب فرمود كه : باز آريدش و پرسيد كه : اى فلان چرا نان نيم خورده از خوان ما برخاستى ؟ اين مرد گفت : مرا نان آن كس « 7 » نبايد خورد « 8 » كه تاى موى « 9 » در لقمهء من بيند . صاحب سخت خجل شد از ان حديث . اما تو بخويشتن مشغول باش « 10 » نخست بر بوارد خوردن « 10 » درنگ همىكن « 11 » ، آنگه بعد از ان كاسه فرماى نهادن . و رسم محتشمان دو گونه است : بعضى نخست كاسهء خويش فرمايند نهادن آن وقت از آن قوم ، و بعضى نخست آن قوم فرمايند نهادن آنگه آن

--> ( 1 ) - نسخهء اصل : چنان كه ، بقياس با نسخهء ل و ب و معنى جمله افزوده شد ؛ ن : چنان بايد كه ؛ پ : صوابست كه ( 2 - 2 ) ، ن : خلوت بكند ؛ ل و ب و پ و نسخهء اساس يكى است . شايد « مسكة » درستست نه‌مسكنه كه درين نسخه‌ها آمده ، رك . تعليقات ( 3 ) - پ : و بشغل كتخدايى ( 4 - 4 ) ، ل : آن‌قدر راتبى كه باشد ؛ ن : آنقدر نيز كه راتب باشد ؛ ب : آن‌قدر راتبى كه ترا بود ؛ پ : آن‌قدر راتبه كه ويرا باشد ( 5 ) - ن : با سرخوان ( 6 ) - اين كلمه را در نسخهء اساس « موى » نيز مىتوان خواند ولى در نسخه‌هاى ن و ب و پ همه « مويى » است و با معنى جمله نيز سازگارترست ازينرو چنين نوشته شد ( 7 ) - ل : كسى ( 8 ) - ل : خوردن ( 9 ) - ل و ن و پ : كه موى ( 10 - 10 ) ، ن : و لختى ؛ در حاشيهء نسخهء اصل نوشته شده است : بوارد ، ترشيها و . . . بود ؛ ب : نخست كه بر تو آرد خوردنى ؛ پ : نخست بر تو آرند خوردنى ( 11 ) - ل : مشغول همىباش